Feeds:
نوشته
دیدگاه

Posts Tagged ‘گفتگو، اعتقادات شخصی، زندگی ایرانی، اجتماعی’

از قدیم گفته‌اند: سری که درد نمی‌کند دستمال بستن نمی‌خواهد! حالا اوقات امروز ما اًلکی اًلکی شد نمونه همین مَثَل… خودمان را هُل دادیم وسط بحث بی‌سر و تَه با یک جماعت کاملاً بیلمز… یعنی در واقع گول دَک و پُزشان را خوردیم فکر کردیم می‌شود از باب مباحثه اوقاتی گذراند، نگو بیل داده‌ام دست‌شان تا قبرم را بکنند… خلاصه بد اوضاعی بود آقا، خداوند گرگ بیابان را هم طرف این آدم‌ها نکند که کم از قوم اعجوج و معجوج نداشتند!

حالا از بد اتفاق جایی گیر کرده بودیم که راه گریزی هم نبود. ما بحث را بي‌خیال شدیم چون دیدم از تَهِ‌ش چیزی عایدمان نمی‌شود و ادامه گفتمان می‌شود آب در هاون کوبیدن! اما جماعت بی‌خیال نبودن… خلاصه که با یک مغز ورم کرده از کلی اراجیف بابت اعتقادات آدم‌هایی که به حرف خودشان هم معتقد نیستند، این بار جستیم تا یاد بگیرم جلوی این زبان سرخ را بگیرم که سر سبز می‌دهد بر باد!

Read Full Post »