Feeds:
نوشته
دیدگاه

Posts Tagged ‘کتاب، فرهنگ مطالعه، عیدی گرفتن، رسم و رسوم ایرانی، ایام عید، زندگی ایرانی، عادات ایرانی’

زیاده عرضی نیست، فقط خواستم بگم چند روزی بیشتر به تحویل سال جدید باقی نمانده، یک پیشنهادی داشتم که اینجا رسماً منتشر می‌کنم، شاید بدعتی شد برای یک رسم خوب.

یکی از بهترین قسمت‌های مراسم عید دیدنی برای ایرانی‌ها در ایام عید، بعد از مرحله ماچ و بوسه و خوردن مقادیر متنابهی میوه، شیرینی و آجیل، گرفتن عیدی از صاحب‌خانه (معمولاً بزرگترها) هست.

چون دوره مبادله کالا به کالا به سر آمده و گرفتن و دادن اجناس، با ضرب سکه و آمدن اسکناس به جامعه انسانی جایگزین این روش شده است و از اونجایی که پول رایج مملکتی‌مان یواش یواش دارد جا پای پول ارزشمند کشور دوست و برادر زیمباوه (اگر اشتباه نکنم) بعنوان یکی از بی‌ارزش‌ترین پول‌های دنیا،‌ می‌گذارد.

و لذا چون نمی‌توان با بزرگترین اسکناس (از بابت رقم‌ منظورم هست) رایج وطنی جز چند تا دونه پفیلا، چی‌توز، یا نهایتاً یک پیتزا، چیز دیگری خرید (اون مال سا‌ل 41، 42 بود که ملت پول‌های عید‌شون رو بعنوان یادگاری نگه می‌داشتند، با تورم و بی‌پولی فعلی 5‌ ریالی هم روی هوا در 3 سوت زده می‌شود و به فراست هم خرج می‌گردد)، برای اینکه، هم در بالا بردن آگاهی عمومی سهیم باشید و هم یک یادگاری خوب برای عزیزان‌تان داشته باشید، بنظرم رسید که هدیه یک کتاب یکی از قشنگ‌ترین و بهترین کارهایی هست که می‌تواند جایگزین دادن اسکناس بعنوان عیدی شود.

در ضمن این ایده چند تا حُسن دیگر هم دارد که در ذیل می‌آید:

–     با ندادن اسکناس‌های شدیداً آلوده به انواع باکتری‌ها و ویروس‌های خطرناک، جان عزیزان‌تان را حفظ می‌کنید (این گزینه، تبلیغات مخفی هست، که قراردادش را با ناشرها منعقد کرده‌ام).

–     با ندادن اسکناس به یکدیگر، در کاهش هزینه‌ها برای چاپ و تولید اسکناس‌های جدید و حفظ این سرمایه‌ ملی، یک گام بزرگ برداشته‌اید (قرار داد این یکی تبلیغ رو هم با بانک مرکزی بسته‌ام… بالاخره زندگی خرج دارد).

–     خیال جمع کثیری از پدر و مادرها رو از بابت نداشتن دغدغه اینکه امسال با چه ترفندی پول‌های عیدی بچه‌ها رو ازشون بگیرند تا در حساب بانکی‌شان بگذارند، راحت کرده‌اید.

–     باعث بالا رفتن آگاهی عموم مردم با مطالعه کتاب و علاقه‌مندی‌شان به مقوله مطالعه می‌شوید (که این مورد راگفته بودم، اما چون مهم بود و البته هدف اصلی، دوباره نوشتم‌ش، در ضمن این 3 دقیقه‌ای که ظاهراً شده 8 دقیقه سرانه مطالعه هر ایرانی در سال هم، کمتر مثل یک داغ ننگین بر پیشانی‌مان می‌درخشد).

–     در نزد افکار عمومی (منظور همان فامیل و این‌‌ها) خودتان را بعنوان یک انسان فرهیخته معرفی می‌کنید (که این یعنی شما کارتان خیلی درست است… حالا فکر کنید این کاری درستی چه دنیایی به روی آدم که باز نمی‌کند).

–     دو دو تا که می‌شود چهار تا (یعنی اینطور بهم گفتن، گردن خودشان!)، اما همان دو دو تا چهارتا هم که حساب کنید، به نفع‌ خودتان و جیب مبارک‌تان هست! باور بفرمائید.

–         موارد دیگر هم بسیار هست اما چون نمی‌خواهم از خانه‌تکانی و خرید عیدتان بمانید، باشد برای بعد…

پی‌نوشت: قرار بود این پست را در آخرین روز سال منتشر کنم، اما چون دوست عزیزم خانم مهلا نویسنده وبلاگ رشد تنها هدف آفرینش، خیلی شرمنده‌ام کرده از این بابت، زودتر منتشرش می‌کنم تا اگر بنظرتان ایده خوبی بود شما هم از همین آغاز سال 89 اجرایش کنید و به دوستان‌تان هم این پیشنهاد را بدهید.

Read Full Post »