Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2010

… چه خوب است نبودن!

(دكتر شريعتي)

همه‌اش از چهار كلمه تشكيل شده اما در پَس‌ش دنیایی حرف نهفته هست…

این روزها خیلی همذات‌پنداری می‌کنم با این گفته… احساس می‌کنم در این سال‌های عمرم برای کسانی خیلی بوده‌ام و حالا زمان نبودن‌م فرا رسیده، برای آن‌هایی که شاید… شاید… با نبودن‌م، یاد روزهای بودن‌م هم بیفتند…

فکر نمی‌کردم روزی اینچنین پیش بیاید، اما روزگار هست دیگر…

علی‌رغم میل باطنی‌م، حالا وقت نبودن‌م رسیده…

Advertisements

Read Full Post »

روزي روزگاري بود كه وقتي رنجی داشتی عزيزات آه می‌کشیدند و بهت می‌گفتند:
دردت به جانم…
حالا روزگاري شده كه اگه عزیزی هم تو زندگی‌ت باقی مونده باشه! وقتی که رنجی هم داشته باشی بهت می‌گه:
دردم به جانت…!

Read Full Post »

قهرمانی پرسپولیس (عکس از خبرگزاری مهر)

خیلی وقت بود که از پرسپولیس اینجا ننوشته بودم که قهرمانی این تیم در مسابقات جام حذفی امسال بهانه خوبی شد برای نوستن، اما بعد از زدن سوت پایان بازی و مسجل شدن قهرمانی پرسپولیس در جام حذفی و کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا در سال آینده، دیدن جشن قهرمانی پرسپولیس با این اوضاع بهم ریخته، جای تأسف بسیار داشت، از سکوی مراسم که شبیه بیلبورد تبلیغاتی بود تا حضور لیدرهای همه کاره و برادران ارزشی که؟ همیشگی هستند تا پروندن تماشگران باشگاه که هیچ تمهیدی جزء آزارشون اندیشیده نشده بود تا…
در برنامه 90 امشب شاید بهترین توصیف رو علی دایی از این مراسم انجام داد که گفت: در همه جای دنیا تمام کارنامه و عملکرد یک لیگ رو در مراسم جشن قهرمانی می‌بینند… و بواقع چه خوب گفتند که همه چی‌مون (فوتبال) باید به همه چی‌مون بیاد!!!
پرسپولیس امسال یک جام دیگه رو به هواداران میلیونی‌ش در سراسر ایران تقدیم کرد و این افتخار هم، به نام دایی و بازیکنانی که برای موفقیت همراهی‌ش کردند رسید اما حکایت این تیم و این فوتبال بی‌ در و پیکر، بی‌برنامه باقی‌ست… دو سه ماه دیگه یک فصل جدید فوتبالی شروع می‌شه بی‌اینکه بدونیم واقعاً هدف از برگزاری این مسابقات، این همه حاشیه، این همه خرج پول‌های کلان بیت‌المال چی هست؟
پی‌نوشت: برای دیدن عکس‌های جشن قهرمانی پرسپولیس به اینجا مراجعه کنید.

Read Full Post »

یاد باد آن روزگاران… یاد باد…

یاد باد آن روزگارِ نه چندان دوری که برای انسان و انسانیت در این سرزمین حرمتی بود!

Read Full Post »

عکس از Independent

بالاخره مهمترین بازی لیگ قهرمانان (چمپونیز لیگ) اروپا در فصل جاری با برتری 2 – 0 تیم اینترنسیونال ایتالیا به رهبری خوزه مورینیوی پرتغالی در مقابل تیم قدرتمند بایرن‌مونیخ آلمان برگزار شد تا دوباره نابغه مربیگری جهان فوتبال خوزه مورینیو ملقب به آقای خاص، بعد از 45 سال با قهرمانی در اروپا و برآورده کردن آرزوی دیرین ماسیمو موراتی و خاندان متمول‌ش، یک بار دیگه همه نگاه‌ها و خبرها در جهان فوتبال رو به خودش جلب کند.

مردی که براستی مثل ستاره‌های جهان فوتبال در دنیایی مربیگری با در اختیار داشتن دانش و توانایی‌های بالای فنی‌اش و همچنین بدلیل حواشی بسیاری که دارد از موقعیت ویژه‌ای برخوردار هست.

شکست دادن بهترین تیم فوتبال باشگاهی جهان (بارسلونا)، و از پیش رو برداشتن 3 تیم قهرمان فصل جاری معتبرترین لیگ‌های اروپا (چلسی انگلستان، بارسلونا اسپانیا، بایرن‌مونیخ آلمان) به پشتوانه دانش بالا و هدایت درست، تنها بیانگر این نکته هست که به احترام این مربی ارزشمند و خاص جهان فوتبال باید کلاه از سر برداشت.

پی‌نوشت: بعد از حماقت در دعوت نکردن استپان کامبیاسو و خاویار زانتی به تیم ملی آرژانتین برای حضور در جام‌جهانی 2010 آفریقای جنوبی، با زدن دو گل قهرمانی اینتر و درخشش بی ‌نظیر میلیتو مرد اول فینال چمپیونز لیگ اروپا و کسب عنوان قهرمانی، مارادونا امشب باید به اقبال بلندش و دعوت از میلیتو به تیم خودش، خیلی خوشحال باشه!

Read Full Post »

پیش‌ از معرفی کتاب:

هر کدام از ما در انتخاب‌های متعددی که در زندگی برای چیزهای مختلف داریم همیشه بین این همه انتخاب یک انتخاب ویژه داریم که بیشتر باهاش همذات‌پنداری می‌کنیم، برای من هم به عنوان یک ایرانی که ادب و فرهنگ کشورم آبشخور اندیشه صدها و شایدم هزاران شاعر، عارف، حکیم و اندیشمند به نام و گمانم در طول تمدن چند هزارساله‌ش بوده، این فرصت فراهم بوده تا درکنار این همه انتخاب، یک سوگولی برای خودم کنار بگذارم؛ و شعر و اندیشه خیام همین انتخاب ویژه من مثل خیلی از ایرانی‌های دیگر بوده و هست.

رباعیات حکیم عمر خیام از چنان عمقی برخوردار هست که هر ذهن تشنه آموختن و درک کردن فلسفه چرایی هستی؟ را با خودش یک عمر همراه می‌کند، چنانکه بعد از چندین قرن اندیشه جهان‌شمول‌ش بسیاری را در این کره خاکی به کنکاش در آثار علمي و خصوصاً شعر حكيم عمر خيام نيشابوري ترغيب مي‌كند.

28 اردیبهشت‌ماه یکی دیگر از ورق‌های زرین تقویم ایرانیان و همچنین جهانیان هست، روزی که مردی پای به عرصه هستی نهاد که دستاورد زیستن‌ش مایه فخر آدمیان در طول تاریخ هست.

و اما کتاب:

نام کتاب: خیام‌ نامه (روزگار، فلسفه و شعر خیام).

تألیف: محمدرضا قنبری.

نشر: زوٌار.

قیمت: 115000 ریال (به گفته اینجا).

گزیده‌ای از متن کتاب:

امروزه به مدد ترجمه‌های فراوانی که از رباعیات وی (عمر خیام) صورت گرفته مردم دنیا با چهره‌ی انسانی، مهربان، و بزرگوار مردی را از مشرق‌زمین می‌بینند که معلم و مربی نسل‌های انسانی است. کسی که با دستانی استوار درهای امید می‌گشاید و همگان را به خیر و سعادت رهنمون می‌شود: (ص 8).

برخیز و مخور غم جهان گذران

وین یکدم عمر را به شادی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت به تو خود نیامدی از دگران

زمان، زمان خاموشی است. سکوت تضمین آینده‌ی توآم با آرامش است. برای حاکمان، یک بنده‌یِ مِطواع بهتر از سیصد فرزند است. (ص 29).

در حقیقت نگرانی از انواع انگ‌ها و اتهامات که در برخی از موارد می‌توانست به سرانجامی نامحمود بینجامد همواره عاملی برای پنهان نگاری خیام بوده است… (ص 48).

«… اینکه در تاریخ علم عالم، این دوره را عصر عمر خیام خوانده‌اند مبالغه یا گزاف نیست. خیام عالی‌ترین مرتبه‌ی تکامل را در این عصر حائز گشت. مثل ابن‌سینا هم طبیب و هم فیلسوف بود به علاوه در ریاضی و نجوم سرآمد عصر محسوب می‌شد…» (ص 73).

جهان خیام شاعر را می‌ستاید و به او مهر می‌ورزد نه لزوماً خیام دانشمند ریاضی و فلکی را. اما در عین حال دنیا خیام شاعری را می‌ستاید که در شعر او فلسفه‌ی هستی موج می‌زند. (ص 101).

گروهی از تعالیم پیاپی خیام در اغتنام از فرصت و آویختن به دامان شادمانی و شادخواری و بهره‌وری از لذات این جهانی وی را تابع فلسفه‌ی اپیکور یا اپیکورس یعنی فلسفه‌ی اصلت لذت دانسته‌اند و به انبوهی از سروده‌های او استشهاد کرده‌اند: (ص 165).

می نوش که عمر جاودانی این است

خود حاصلت از دور جوانی این است

هنگام گل و مُل است و یاران سر مست

خوش باش دمی که زندگانی این است

ولی چنان که بررسی دقیق‌تر در آثار خیام و سایر اندیشگران و عرفای ایران نشان می‌دهد، توجه به ناپایداری عالم و عشق ورزیدن به جنبه‌ی مثبت خلقت و ارزش نهادن به هر لحظه زندگی گذران آدمی، همیشه وجود داشته است، گویی که خلاصه‌ی پیام معنوی فرهنگ ایران در این زمینه این است که اگر چه لحظات زندگی به شتاب می‌گذرد و این عالم دار بی‌قراری است، هر لحظه دارای زیبایی و ارزشی تکرار ناشدنی است که باید از آن بهره‌ی کامل جست و فرصت را به معنای اصلی این کلمه معتنم شمرد. (ص 173).

خیام ورای این گفتگوها عاشق انسان، سرشت و سرنوشت اوست. بر فرجام اندوهبار او اندوهگین است. باور این فرجام برای او با حکمت آفرینش در تزاحم است اما او در عین حال فاصله‌ی میان آغاز و انجام را فرصتی برای کارهای آدمیانه، شادی‌آفرین و لذت‌بخش می‌داند… (ص 209).

در نهایت خیام انسان را شاد، آزاد و شریف می‌خواهد که تنها عشقِ برگذشته از صافی خرد و فهم عمیق از چگونگی کار جهان می‌تواند این شادی، آزادگی و شرافت را به او ارزانی دارد. از منظر خیام راه دیگری وجود ندارد. (ص 214).

در حقیقت، مرگ، دست مایه‌ی اصلی اندیشه‌ی خیام برای توجه به جوهر هستی و استفاده‌ی درست از آن درنشئه‌ی این جهانی است با حسرتی وصف ناشدنی از کوتاهی عمر و شتاب شگفت‌آور لحظه‌ها که سرنوشت مختوم آدمی و دیگر موجودات است. (ص 235).

این‌ها همه نشانگر عظمت شخصیت وجودی مردی است که هر کسی در آیینه‌ی او خودش را می‌بیند. یکی اپیکوری‌اش می‌خواند دیگری او را ولتر شرق نام می‌نهد یکی او را بر مذهب ابوالعلای معری می‌پندارد، دیگری در او به چشم اِباحی و دهری و تناسخی و مُلحد و باطنی می‌نگرد. یکی او را بودایی روش و آن دیگری لاادری مسلک و سه دیگر جبری مذهب می‌داند و یکی نیز او را در زمره‌ی انقلابیون بزرگ در دین، در اخلاق و در خرد می‌خواند. (ص 260).

رباعیات، اندوهِ خیام را از بی‌اعتباری کار جهان روایت می‌کند و تأسفی بر پایان کار آدمی که دلبستگی او را به این جهان نهایتی نیست. اندوهی شگرف که حاصل تدبر در کار گیتی و گیتی آفرین است. تدبری که از آبشخور حکمت آب می‌خورد. همان حکمتی که خیام را شایسته‌ی عنوان «حکیم» کرده است. (ص 316).

آنچه مسلم است با تحولاتی که از دویست سال پیش در اروپا پدید آمد غرب در انتظار مسافری بود که با حله‌ی شعری سرشار از فلسفه، بر برهنگی روحی و ذهنی مردمانی که با حقیقت خویش درگیر بودند لباسی درخور بپوشاند. کاری که با ترجمه‌‌ی فیتز جرالد از شعر درخشان خیام صورت پذیرفت. ترجمه‌ای که نگرش غرب را نسبت به ادبیات فارسی دگرگون کرد.

خیام برای غربیان به منزله‌ی ناجی دیگری چون عیسی مسیح (ع) بود. (ص 362).

مائیم که اصل شادی و کان غمیم

سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم

آئینه زنگ خورده و جام جمیم

پی‌نوشت: شاید مطالعه کتابی مثل خیام‌نامه که به شرح حال زندگی حکیم عمر خیام می‌پردازد، تلنگری باشد برای هر کدام از ما تا افق نگاهمون به مسائل زندگی رو اصلاح کنیم و مسائل کم ارزش و زودگذر روزمره باعث نشه تا از سؤال اصلی زندگی غافل بشیم که: این آمدن و رفتن من بهر چه بود؟

Read Full Post »

آزادی بر چوبه‌ دار با نسیم بهاری رقص زندگی می‌کند و ما در زندگی! مرگ هر روزه‌مان را نشخوار…

Read Full Post »

Older Posts »