Feeds:
نوشته
دیدگاه

Archive for اکتبر 2009

ما حالمان خوب هست اما تو باور نکن…

به جان شما خودمان را لوس نمی‌کنیم. چند روزی هست که با سرما خوردگی دست به گریبان هستیم و حسابی در کش‌مکش هستیم. آمپول‌هایمان را نیوش جان کرده‌ایم. تمام قرص و شربت و کپسول‌های آقای دکتر رو عین هر 6 ساعت که توصیه نموده‌اند به شکم بسته‌ایم و همچنان انواع داروهای تجویز شده رو تناول می‌کنیم با امید به بهبودی اوضاع سلامتی‌مان. شما هم اگر تا بحال قسر در رفته‌اید و به انواع سرماخوردگی و آنفولانزای خوکی، افغانی و نوع A و… که مشمول هیچ تعرفه گمرکی نیستند و بدون بازار سیاه با پائین‌تر قیمت ممکن در دسترس عموم قرار دارند، دچار نشده‌اید قدر سلامتی‌تان را بیشتر بدانید و رعایت نکات ایمنی را بیشتر بکنید تا مثل بنده و خیلی‌های دیگر گرفتار نشوید.

از آنجا که خیلی مصدوم هستیم و هوای حوصله‌مان ابری‌ست و دنبال بهانه‌ای می‌گردم تا به زمین و زمان گیر بدهم و برای اینکه خدای نکرده از سر دلخوری همین یک و نصفی خواننده وبلاگ‌مان نپرد، همین‌جا کات می‌دهم… غر آخرم را هم بزنم و بروم، اینکه هوا بدجوری بس ناجوانمردانه سرد شده هست یا شاید من فکرمی‌کنم سرد شده…

Read Full Post »

خواجه حافظ شیرازی (عکس تزئینی است)

عکس تزئینی است

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

مدعی گر نکند فهم سخن‌گو سروخشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت

نه من از پرده تقوا بدرافتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر بکف آری جامی

یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت

Read Full Post »

وقتی چهره بچه‌ محصل‌ها رو این روزها توی کوچه و خیابون می‌بینم با اون کوله‌های آویزون از سر شونه‌هاشون و لباس فرم‌هایی که بعد از یک روز پر از شیطنت و ورجه وورجه یک جای تمیز روش دیده نمی‌شه، پرت می‌شم وسط خاطره‌های بچگیم بی‌اینکه اختیاری داشته باشم.

تموم اون روزهای خوب و بی‌دغدغه که همه دل‌نگرونیم مثل خیلی از همسن و سال‌هام خلاصه می‌شد به سیاه مشق‌هایی که باید فردا تحویل معلم می‌دادم و بخاطر شیطنت‌‌ و بازیگوشی تموم اون قول‌هایی که به خودم و پدر و مادر، معلم و ناظم و… ‌داده بودم تا دیگه به موقع تکالیف مدرسه رو انجام بدم… همیشه در حد یک قول باقی می‌موند.

وقتی اکبرسیاه می‌اومد در خونه و صدام می‌زد که امروز با تیم محله دیگه مسابقه داریم، علی‌رغم تمام قول و قرارهایی که گذاشته بودم، تمام تهدید‌هایی که شده بودم و همه مصائبی که می‌دونستم آخرش به کجا ختم می‌شه، به هر بهونه‌ای از خونه می‌زدم بیرون و تا دم‌دم‌ای غروب دنبال توپ می‌دویدم. بی‌هیچ دغدغه‌ای ثانیه‌ها رو رج می‌زدم و آخر سر بعد از یکروز پر تب و تاب، شیر آب رو باز می‌کردم و انقدر آب می‌خوردم که نفس‌هام به شماره می‌افتاد، بعد هم با یک لبخند تو صورت اکبر سیاه رضایتمون از بازی که با بردمون به پایان رسیده و تو کری خوندن بچگی‌ها با تیم رقیب کم نیاوردیم کلی خوش به حالمون می‌شد… به همین سادگی با همون بچگی‌مون یک شیشکی بزرگ به روزگار و تمام غم و غصه‌هاش می‌بستیم.

سال‌ها گذشته و حالا اکبر سیاه نیست… نمی‌دونم چند سال می‌گذره اما خیلی وقت از آخرین دفعه‌ای که دیدمش گذشته، از اون موقعی که خیلی زودتر از اونچه که خودش هم فکرش بکنه بزرگ شده بود… چهره نمکی و سبزه رو اکبر که بخاطر همین سبزه‌رو بودنش معروف به اکبرسیاه شده بود، با اون صدای کلفت مردونه و ته لهجه مشهدی و سیگاری که لای انگشتاش بود آخرین تصویری هست که ازش در ذهن دارم… و دیگه ندیدمش تا روزی که خبر آوردند…

حالا اکبر سیاه سال‌هاست که زیر تلی از خاک تو یکی از قطعه‌های بهشت رضا خوابیده، راحت و بی‌دغدغه…

نمی‌دونم الانم مثل اون موقع‌ها که بی‌خیال همه چیز و همه کس با همدیگه به این دنیا می‌خندیدم، هنوزم این کار رو می‌کنه، اصلاً یادی از رفیق فابریک دوران بچگی‌هاش می‌کنه یا نه… برای من که این روزها نه حالی مونده، نه رمقی که دوباره مثل اون بچگی‌ها شیشکی‌ ببندم به این دنیا، اگه تو حالشو داری رفیق خیلی  دوست دارم  به جای من این کار رو بکنی، مخصوصاً تو این روزها که هر کدوممون یکجورایی منتر این روزگار شدیم.

روزگار دیگه چه می‌شه کرد… اومدیم یاد روزهای خوش بچگی کنیم اما کشیده شدیم به این گوشه‌ش …

Read Full Post »

باراک حسین اوباما رئیس جمهور آمریکا برنده جایزه صلح نوبل 2009

باراک حسین اوباما رئیس جمهور آمریکا برنده جایزه صلح نوبل 2009

پس از پیروزی بارک حسین اوباما در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، موجی از امید با این انتخاب در کشور آمریکا بین مردم و بطور کل افکار عمومی داخلی آمریکا ایجاد شد و همچنین بازتابی مثبت در سطح جهان به همراه داشت. جامعه ایرانی هم بقولی این انتخاب رو به فال نیک گرفت، چون اظهارت بیان شده از سوی اوباما هم برای جامعه آمریکا و هم برای جامعه جهانی نوید بخش روی کار آمدن سیاست‌مداری را می‌داد که طرز فکر هوشمندانه‌تری از همسلکان پیشین خود دارد و با مشخص کردن اهدافی که هماهنگی بیشتری با نیازهایی برای ایجاد تغییرات واقعی چه در صحنه داخلی و روابط بین‌الملل داشته، پا به عرصه کارزار ریاست‌جمهوری تأثیرگذارترین کشور در معادلات جامعه جهانی فعلی گذاشته است.

این نوشتار هم نقدی بر له و یا علیه عملکرد اوباما و دولتش در این چند صباح تکیه زدن بر مسند ریاست نیست، تنها به بهانه این نگاشته می‌شود تا بنده هم مثل اکثریت جامعه جهانی از انتخابی که ساعاتی چند از اون نمی‌گذره و منجر به انتخاب ریاست جمهوری آمریکا باراک حسین اوباما و اهدای جایزه صلح نوبل به ایشان است، اظهار تعجب کنم. انتخابی که بازخوردهای گوناگونی را در سطح جهان به همراه داشته است.

مطمئناً کسی نمی‌تواند منکر تلاش‌ها و تأثیرگذاری اوباما از زمان به روی کار آمدنش در جهت گسترش صلح پایدار در سطح جهان باشد، اما بنظرم با این نظر که انتخاب اوباما منجر به این می‌شود که در شرایط بغرنج و ناپایدار در جهان، خصوصاً خطر تلاش کشورهایی که در جهت بدست آوردن سلاح‌های اتمی تلاش می‌کنند اما دارای دولتی غیر متعهد بوده و همین امر کلیت جامعه جهانی را به خطر می‌اندازد یکی از مهمترین چالش‌های پیش‌رو در کنار مسایل دیگری از جمله تروریسم، اوضاع نابسامان اقتصادی در جهان و خطرات محیط زیستی پیش‌روی کره زمین و… می‌باشد، تحت تأثیر این انتخاب و فشار افکار عمومی که نقشی بسیار تعیین‌کننده در شرایط فعلی ایفا می‌کنند، منجر به تلاش مضاعف اوباما و دولتش در کامیابی در رسیدن به اهدافش می‌شود، جای تردید هست. به استناد تاریخ و مروری بر آن نیز می‌توان به این نتیجه رسید که این راه‌کار در گذشته و در انتخاب همکیشانش در حوزه سیاسی نوید بخش چنین تغییراتی نبوده و با این انتخاب تضمینی برای رسیدن به چنین اهداف صلح‌آمیزی بواسطه اعتبار و جایگاه و نقش کاریزماتیک شخصی چون اوباما نخواهد بود.

هر چند امید خود من و خیلی‌ها به کسب موفقیت انسان‌هایی همچون اوباما برای دست یابی به اهداف صلح‌آمیزشان و گسترش صلح پایدار جهانی برای همه ابناء بشر هست و در این کارزار تک‌تک افراد بشر نباید کوتاهی کنند اما بقول این مثل نغز در زبان فارسی که: بعمل کار برآید، بهتر بود تا زمان بیشتری به فردی چون اوباما داده می‌شد تا بعد از رسیدن به اهداف صلح‌طلبانه‌اش مورد تقدیر قرار بگیرد.

هر چند در قبال از دست رفتن جان شریف انسان‌ها و بهم خوردن سعادت صلح و آسایش‌شان، درگیرشدن در کلاف سردرگم واژگان که چون فریبی بزرگ انسان‌ها را از تفکر خالص و عملی درست بازمی‌دارد. تا زمانی که احترام و درکی واقعی از سوی جامعه انسانی برای قراردادهای اجتماعی بین خودشان از قبیل جایزه صلح نوبل نباشد، بودن یا نبودن‌شان و بحث اهدای آن به اشخاص کار عبثی بیش نیست.

Read Full Post »

16 مهر، روز جهانی کودک… کودکی… بچه‌گی‌ها… خاطرات بچگی…

بدون شک خیلی از خاطرات کودکی هم‌ سن و سال‌های من با این تصاویر پیوندی ناگسستنی دارد…

نوستالژی کودکی‌ها 1

نوستالژی کودکی‌ها 1

نوستالژی کودکی‌ها 2

نوستالژی کودکی‌ها 2

نوستالژی کودکی‌ها 3

نوستالژی کودکی‌ها 3

هر چند این تصاویر فقط بخشی کوچکی از خاطرات کودکی‌ست اما هر کدوم یک دنیا خاطره و خیلی حرف‌های نگفته به همراه دارند از تمام اون لحظه‌های ماندگار…

Read Full Post »

« Newer Posts - Older Posts »